لسان الملك سپهر
1752
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
غسل دهند ، يا عريان سازند ؟ در اين وقت ايشان را نعاسى بگرفت و ندائى از كنار خانه برخاست كه پيغمبر را برهنه مسازيد ، و در ميان پيراهن بشوئيد . عباس فرمود تا در سراى ببستند ، جماعت انصار از بيرون در فرياد برداشتند : كه يا اهل البيت ! صدق و عقيدت ما روشن است يك تن از ما را راه دهيد تا از اين دولت بيگانه نمانيم ، و اوس بن خولى انصارى خزرجى ندا كرد كه : يا على تو را با خداى سوگند مىدهم كه مرا اجازت فرماى تا درآيم . پس او را درآوردند و در كار غسل تقديم خدمتى نداشت جز اينكه به روايتى از چاه سعد بن خيثمه آب همىآورد . پس آن حضرت را چنان كه سر به سوى مشرق و پاى به طرف مغرب داشت بخفتند ، و على عليه السّلام به كار غسل پرداخت و دست را با خرقه محفوف داشته ، در اندرون پيراهن برده ، و فضل پيراهن از بدن دور همىداشت تا على به سهولت دست برد ، و شستن فرمايد ، و اسامة بن زيد و شقران آب بريختند ، و عباس و قثم در جنبش دادن آن حضرت از پهلو به پهلو مدد همىكردند . در اين وقت ندائى برسيد كه : با رسول خدا مدارا كنيد كه از غيب با شما اعانت مىشود ؛ و چنان مىنمود كه خود از اين دست به آن دست مىشود چه فرشتگان ياورى مىكردند . قال أمير المؤمنين : و لقد قبض رسول اللّه ، و انّ رأسه لعلى صدرى و قد سألت نفسه فى كفّى ، فأمررتها على وجهى و لقد وليت غسله ، و الملائكة أعوانى فضجّت الدّار و الافنية ، ملا يهبط ، و ملا يعرج . و ما فارقت سمعى هينمة يصلّون عليه ، حتّى و اريناه فى ضريحه فمن ذا أحقّ به حيّا و ميّتا ؟ مىفرمايد : رسول خداى هنگام رحلت سر بر سينه من داشت ، و جان او بر دست من سيلان يافت و من روى خود را بدان مسح كردم و به كار غسل او پرداختم و فريشتگان ياورى كردند ، و گروه گروه به فراز شدند ، و به فرود آمدند و بر پيغمبر درود فرستادند . بانگ ايشان از گوش من قطع نشد ، تا آنگاه كه حضرتش را به خاك سپردم ، پس كيست كه در حيّت و ممات با رسول خداى از من سزاوارتر باشد ؟ و همچنان با جسد رسول خداى هنگام غسل خطاب كرده گفت : بابى أنت و أمّى لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النّبوّة و الإنباء و أخبار السّماء ، خصصت حتّى صرت مسلّيا عمّن سواك ، و عمّمت حتّى صار النّاس فيك سواء . و